کمتر کسی میداند که یکی از القاب مهم و ارزشمند حضرت فاطمه(ع)، ” الحُرَّه ” است. یعنی ” آزاده”، یعنی یک “زن آزاد”. یک زن آزاد، زنی صاحب اختیار است، تصمیم گیرنده است و خود صاحب اذن است.کنیز و فرمانبر نیست. فرمانده است. و شگفتا که تاریخ روی این لقب، تبلیغی در خور و شایسته نداشته است! چرا؟! از چه می ترسیده است؟! هر چه باشد اکنون من این لقب بزرگ و نجات بخش را امروزه روز، به بانگ رسا می گویم تا تمامی زنان مسلمان عالم، به تاّسی از ایشان، شجاعانه آزادی و آزادگی شان را پاس دارند. فاطمه(ع) کسی است که برخوردار از آزادی الهی خویش است، چه تجلّیِ اسم فاطر است، چه این خداوند است که او را “حُرَّه” نامیده و آزادش خوانده است. علی(ع) نیز که خود ابو الائمه است، او را ” اَیَّتُها الحُرَّه” خطاب می کند. چه علی(ع) خوب می داند که با چه وجود بزرگی روبروست. گاه کسانی که خواستار دیدار فاطمه(ع) می شدند، علی(ع) را واسطه قرار می دادند و علی(ع) در باره درخواست شان، اینگونه فاطمه (ع) را خطاب قرار می داد؛” ای آزاده، این کسان درخواست ملاقات کرده اند، چه اذن می دهی؟!” زیرا خوب می داند آنکه خدا آزاده اش نام نهاده، هموست که تصمیم گیرنده است. این اوست که صاحب اختیار است با که ملاقات داشته باشد و با که نداشته باشد. خدا را شکر که این نکات ظریف و هوشمندانه در لابلای کتب احادیث و سِیَر حفظ شده اند.زن مسلمان، یک زن آزاده است. زیرا نمونه ی بزرگ و بارزی چون فاطمه(ع) الحُرَّه را پیش رو دارد. زن آزاده، هموست که خردمند است، هموست که مدیر و مدبر است. هموست که قابل اعتماد است. چه یک زن آزاده، رها از تعلقات است، در بندِ این چیز و آن چیز نیست، جز این باشد آزاده نیست. یک زن آزاده، پاک و مطهر است زیرا برده ی نفسانیات نیست، در اسا
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
یاد همه روزهای شیرینی که در این فضا با دوستان عزیزم داشتم بخیر...
شاید دوباره نوشتم...
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
میشود بگویی این همه آزار برای چیست؟
وقتی مرا از خویش لبریز نمیکنی
نامههای دیگران دوای درد اندوههای شبان و روزان من نیست
این اندوه عمیق بیدرمان که از جان من جداشدنی نیست
فقط و فقط تو را میخواهد، نه کمی، نه ذرهای،
تمامت را...
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
وقتی به لطفی از جانب عزیزی نوازشم میکنی
یا زمانی که با جوری روحم را به تازیانههای نازت مینوازی
خودم را در دستانت حس میکنم که با من نرد عشق میبازی
چه حال خوبی است وقتی مخاطب ناز و قهرهای توام
عشق حال عجیبی است
شور شیرینی است
وسیعمان کن
بنواز
بنواز
و ما را با تمام و کمال عشق
تمام کن!
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی