خرید بک لینک

عزیز من!

مرا به خاطر شکر نکردن آزمونهایت ببخش

آزمون هایت از من انسان دیگری ساخت

یا حسن البلاء!

برای دیدن نجواهای ماه رمضان به پیج من در اینستاگرم تشریف بیاورید

zahragoudarzi.ir@

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: سه شنبه 21 فروردين 1403 ساعت: 15:20

کمتر کسی میداند که یکی از القاب مهم و ارزشمند حضرت فاطمه(ع)، ” الحُرَّه ” است. یعنی ” آزاده”، یعنی یک “زن آزاد”. یک زن آزاد، زنی صاحب اختیار است، تصمیم گیرنده است و خود صاحب اذن است.کنیز و فرمانبر نیست. فرمانده است. و شگفتا که تاریخ روی این لقب، تبلیغی در خور و شایسته نداشته است! چرا؟! از چه می ترسیده است؟! هر چه باشد اکنون من این لقب بزرگ و نجات بخش را امروزه روز، به بانگ رسا می گویم تا تمامی زنان مسلمان عالم، به تاّسی از ایشان، شجاعانه آزادی و آزادگی شان را پاس دارند. فاطمه(ع) کسی است که برخوردار از آزادی الهی خویش است، چه تجلّیِ اسم فاطر است، چه این خداوند است که او را “حُرَّه” نامیده و آزادش خوانده است. علی(ع) نیز که خود ابو الائمه است، او را ” اَیَّتُها الحُرَّه” خطاب می کند. چه علی(ع) خوب می داند که با چه وجود بزرگی روبروست. گاه کسانی که خواستار دیدار فاطمه(ع) می شدند، علی(ع) را واسطه قرار می دادند و علی(ع) در باره درخواست شان، اینگونه فاطمه (ع) را خطاب قرار می داد؛” ای آزاده، این کسان درخواست ملاقات کرده اند، چه اذن می دهی؟!” زیرا خوب می داند آنکه خدا آزاده اش نام نهاده، هموست که تصمیم گیرنده است. این اوست که صاحب اختیار است با که ملاقات داشته باشد و با که نداشته باشد. خدا را شکر که این نکات ظریف و هوشمندانه در لابلای کتب احادیث و سِیَر حفظ شده اند.زن مسلمان، یک زن آزاده است. زیرا نمونه ی بزرگ و بارزی چون فاطمه(ع) الحُرَّه را پیش رو دارد. زن آزاده، هموست که خردمند است، هموست که مدیر و مدبر است. هموست که قابل اعتماد است. چه یک زن آزاده، رها از تعلقات است، در بندِ این چیز و آن چیز نیست، جز این باشد آزاده نیست. یک زن آزاده، پاک و مطهر است زیرا برده ی نفسانیات نیست، در اساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1402 ساعت: 11:48

الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شودگفتم : بهار آمدهگفتی : اما درخت ها رااندیشه ی بلند شکفتن نیستگویا درخت هاباور نمی کنند که این ابر این نسیمپیغام آن حقیقت سبز استآری بهار جامه ی سبزی نیستتا هر کسیهر لحظه ای که خواستبه دوشش بیفکند..«بهار» برای من یک فصل نیستیک حقیقت استحقیقتی که وسعتش بیکرانه حیات است.سلام بر بیکرانه بهار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 18:09

امروز آخرین روز از آخرین بهار آخرین سال قرنه شاید فکر کنیم که چه اتفاق شگرفی!چه تاریخ خاصی و چه زمینه آمادهای برای ورود به زمانی جدید و زندگیای جدید!هر چند که شاید این تاریخها، به نوعی خاصند و شایدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 19:41

گفته میشه در دنیای کسب و کار به دنبال ارتباط و شبکهسازی باشید، این حرف کاملا درسته اما من از منظر دیگری هم میخوام بهش نگاه کنم، از نگاه معناگرایانه.انسان به عنوان جزیی از هستی که خداوند تمام عالم رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:53

بعد از برکناری عادل فردوسیپور، خیلی دوست داشتم درباره این اتفاق بنویسم، اما فرصتش پیش نمیآمد، تا اینکه شنیدم میز برنامه 90 را به یک ضایعاتی فروختهاند و بساط هندوانه، آن هم به شرط چاقو! بر آن چیدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 14 تير 1398 ساعت: 0:44

یک سال و هشت ماه از آخرین مطلبی که در فضای خاطرهانگیز و به یادماندنی بلاگفا منتشر کردم گذشته است...

یاد همه روزهای شیرینی که در این فضا با دوستان عزیزم داشتم بخیر...

شاید دوباره نوشتم...

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: شنبه 21 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:06

با دیگران عاشقی میکنی و بعد نامههایی که برایشان نوشتهای برای من میفرستی

میشود بگویی این همه آزار برای چیست؟

وقتی مرا از خویش لبریز نمیکنی

نامههای دیگران دوای درد اندوههای شبان و روزان من نیست

این اندوه عمیق بیدرمان که از جان من جداشدنی نیست

فقط و فقط تو را میخواهد، نه کمی، نه ذرهای،

تمامت را...

+ نوشته شده در بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:16 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:35

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشمچون زلف تو سرگرم پریشانی خویشمدر بزم وصال تو نگویم زكم و بیشچون آینه خو كرده به حیرانی خویشملب باز نكردم به خروشی و فغانیمن محرم راز دل طوفانی خویشمیك چند پشیمان شدم از رندی و مستیعمریست پشیمان زپشیمانی خویشماز شوق شكرخند لبش جان نسپردمشرمنده جانان زگران جانی خویشمبشكستهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:35

هر روز و هر لحظه در این سکوت مبهم سیر میکنم و با هر قدم به ماجرای دشوار سفر نزدیکتر میشوم رفیق سفرهای دلپذیر و دشوار!دلم برای همه لحظههای سفر تنگ شده ... سفرنوشتهها و دلنیازهای زیادی از تو در دل و جانم حک شده یکی یکی میخوانمشان و هر بار به آفاق و انفسی مینگرم که باید با تو طی میشد اما بیهمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

مهربانم!

وقتی به لطفی از جانب عزیزی نوازشم میکنی

یا زمانی که با جوری روحم را به تازیانههای نازت مینوازی

خودم را در دستانت حس میکنم که با من نرد عشق میبازی

چه حال خوبی است وقتی مخاطب ناز و قهرهای توام

عشق حال عجیبی است

شور شیرینی است

وسیعمان کن

بنواز

بنواز

و ما را با تمام و کمال عشق

تمام کن!


موضوعات مرتبط: شخصی، ...، «حیات القلوب»، «نجوا»

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

گفتم : بهار آمده
گفتی : اما درخت ها را
اندیشه ی بلند شکفتن نیست
گویا درخت ها
باور نمی کنند که این ابر این نسیم
پیغام آن حقیقت سبز است
آری بهار جامه ی سبزی نیست
تا هر کسی
هر لحظه ای که خواست
به دوشش بیفکند!
موضوعات مرتبط: ادبي - فلسفي - مذهبي، شخصی، ...، «حیات القلوب»

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

تصدقت گردم!من را در مسیری افکندهای که از هر سو میخوانمش به تو میرسد از «درد» بخوانمش به تو میرسد از «شادی» آغازش کنم به تو منتهی میشود از «دلتنگی» بیاغازمش باز به تو میرسد این چیست که از هر سو به تو ختم میشود از راه «توسل» وارد میشوم به تو میرسد تنها «عشق» است که از هر سو میخوانمش به تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

صفحه بندی