(علامه حسن حسن زاده آملی)
یک چیزی هست در نامهایت
که آدم وقتی با قلبش میخواند
دلش میخواهد
دوباره
خداپرست شود
اسلام بیاورد
بسم الله الرحمن الرحیم
أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ
أشهدُ أنّ محمداً رسولُ الله
أشهد أنّ علیاً ولیُ الله
أشهد أنَّ سَیِّدَتنا فاطمه بنت رسول الله عصمَت الله الکبری و حجت الله عَلَی حُجَج
گفتم : بهار آمده
گفتی : اما درخت ها را
اندیشه ی بلند شکفتن نیست
گویا درخت ها
باور نمی کنند که این ابر این نسیم
پیغام آن حقیقت سبز است
آری بهار جامه ی سبزی نیست
تا هر کسی
هر لحظه ای که خواست
به دوشش بیفکند..
«بهار» برای من یک فصل نیست
یک حقیقت است
حقیقتی که وسعتش بیکرانه حیات است.
سلام بر بیکرانه بهار
برچسب:
نویسنده: رویا رفیعی