
امروز آخرین روز از آخرین بهار آخرین سال قرنه شاید فکر کنیم که چه اتفاق شگرفی!چه تاریخ خاصی و چه زمینه آمادهای برای ورود به زمانی جدید و زندگیای جدید!هر چند که شاید این تاریخها، به نوعی خاصند و شاید...
ادامه مطلب
سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشمچون زلف تو سرگرم پریشانی خویشمدر بزم وصال تو نگویم زكم و بیشچون آینه خو كرده به حیرانی خویشملب باز نكردم به خروشی و فغانیمن محرم راز دل طوفانی خویشمیك چند پشیمان شدم از رندی و مستیعمریست پشیمان زپشیمانی خویشماز شوق شكرخند لبش جان نسپردمشرمنده جانان زگران جانی خویشمبشكسته...
ادامه مطلب
گفتم : بهار آمدهگفتی : اما درخت ها رااندیشه ی بلند شکفتن نیستگویا درخت هاباور نمی کنند که این ابر این نسیمپیغام آن حقیقت سبز استآری بهار جامه ی سبزی نیستتا هر کسیهر لحظه ای که خواستبه دوشش بیفکند!موضوعات مرتبط: ادبي - فلسفي - مذهبي، شخصی، ...، «حیات القلوب»...
ادامه مطلب
نمیدانم چگونه است که وقتی کسی قربان صدقهات میرود، یا کسی تصدقت میرود، بیشتر قند در دل من آب میشود، نمیدانم تو چگونه معشوقی هستی که این همه هواخواه را به دنبال خود کشاندهایو جالب اینجاست که هیچ کس هم از اینکه همه تو را میخوانند و تصدقت میروند ناراحت نمیشودصدا کردن نام معشوق حال و هوای دیگر...
ادامه مطلب