"بهار"

متن مرتبط با «آنلاین همه ی بازی ها» در سایت "بهار" نوشته شده است

نجوای بیست و پنجم

  • نیلوبلاگ

    عزیز من!مرا به خاطر شکر نکردن آزمونهایت ببخشآزمون هایت از من انسان دیگری ساختیا حسن البلاء!برای دیدن نجواهای ماه رمضان به پیج من در اینستاگرم تشریف بیاوریدzahragoudarzi.ir@ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • یا رب البراری و البحار

  • نیلوبلاگ

    الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شودگفتم : بهار آمدهگفتی : اما درخت ها رااندیشه ی بلند شکفتن نیستگویا درخت هاباور نمی کنند که این ابر این نسیمپیغام آن حقیقت سبز استآری بهار جامه ی سبزی نیستتا هر کسیهر لحظه ای که خواستبه دوشش بیفکند..«بهار» برای من یک فصل نیستیک حقیقت استحقیقتی که وسعتش بیکرانه حیات است.سلام بر بیکرانه بهار بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بهار ماییم مبارک ماییم

  • نیلوبلاگ

    امروز آخرین روز از آخرین بهار آخرین سال قرنه شاید فکر کنیم که چه اتفاق شگرفی!چه تاریخ خاصی و چه زمینه آمادهای برای ورود به زمانی جدید و زندگیای جدید!هر چند که شاید این تاریخها، به نوعی خاصند و شاید...

    ادامه مطلب
  • شبکهسازی وجودی

  • نیلوبلاگ

    گفته میشه در دنیای کسب و کار به دنبال ارتباط و شبکهسازی باشید،این حرف کاملا درسته اما من از منظر دیگری هم میخوام بهش نگاه کنم،از نگاه معناگرایانه.انسان به عنوان جزیی از هستی که خداوند تمام عالم ر...

    ادامه مطلب
  • عادلی که باید فردوسیپور باشد!

  • نیلوبلاگ

    بعد از برکناری عادل فردوسیپور، خیلی دوست داشتم درباره این اتفاق بنویسم، اما فرصتش پیش نمیآمد، تا اینکه شنیدم میز برنامه 90 را به یک ضایعاتی فروختهاند و بساط هندوانه، آن هم به شرط چاقو! بر آن چیده...

    ادامه مطلب
  • یاد باد آن روزگاران یاد باد

  • نیلوبلاگ

    یک سال و هشت ماه از آخرین مطلبی که در فضای خاطرهانگیز و به یادماندنی بلاگفا منتشر کردم گذشته است...یاد همه روزهای شیرینی که در این فضا با دوستان عزیزم داشتم بخیر...شاید دوباره نوشتم......

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشمچون زلف تو سرگرم پریشانی خویشمدر بزم وصال تو نگویم زكم و بیشچون آینه خو كرده به حیرانی خویشملب باز نكردم به خروشی و فغانیمن محرم راز دل طوفانی خویشمیك چند پشیمان شدم از رندی و مستیعمریست پشیمان زپشیمانی خویشماز شوق شكرخند لبش جان نسپردمشرمنده جانان زگران جانی خویشمبشكسته...

    ادامه مطلب
  • «یاد باد»

  • نیلوبلاگ

    الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً و...

    ادامه مطلب
  • «شاهد، ساقیست»

  • نیلوبلاگ

    الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً و...

    ادامه مطلب
  • «حقیقت بهار»

  • نیلوبلاگ

    گفتم : بهار آمدهگفتی : اما درخت ها رااندیشه ی بلند شکفتن نیستگویا درخت هاباور نمی کنند که این ابر این نسیمپیغام آن حقیقت سبز استآری بهار جامه ی سبزی نیستتا هر کسیهر لحظه ای که خواستبه دوشش بیفکند!موضوعات مرتبط: ادبي - فلسفي - مذهبي، شخصی، ...، «حیات القلوب»...

    ادامه مطلب
  • «برای تمام پیامبران زندگیام»

  • نیلوبلاگ

    تصدقت گردم!من را در مسیری افکندهای که از هر سو میخوانمش به تو میرسد از «درد» بخوانمش به تو میرسد از «شادی» آغازش کنم به تو منتهی میشود از «دلتنگی» بیاغازمش باز به تو میرسد این چیست که از هر سو به تو ختم میشود از راه «توسل» وارد میشوم به تو میرسد تنها «عشق» است که از هر سو میخوانمش به تو ...

    ادامه مطلب
  • «معجزههای ناتمام»

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چگونه است که وقتی کسی قربان صدقهات میرود، یا کسی تصدقت میرود، بیشتر قند در دل من آب میشود، نمیدانم تو چگونه معشوقی هستی که این همه هواخواه را به دنبال خود کشاندهایو جالب اینجاست که هیچ کس هم از اینکه همه تو را میخوانند و تصدقت میروند ناراحت نمیشودصدا کردن نام معشوق حال و هوای دیگر...

    ادامه مطلب
  • «بیکرانه وجود»

  • نیلوبلاگ

    نام این سکوت جانکاه را چه بگذارم؟ قبض،برزخ یا وداع؟ آخر جان بهار! من با جانم تو را یافتهام با جانم تو را شناختهام و با جانم با جانم دوستت داشتهام... آیا امید و انتظاری برای رهایی از این برزخ هست!؟ پ.ن: قول دادهام مانند پیامبران صبور باشم تا زمانی که به تو میاندیشم فریاد نزنم... ...

    ادامه مطلب
  • چه خوش بی...!

  • نیلوبلاگ

    من زیر باران خمپاره ها، تنها در انتظار تیر غمزۀ توام... ...

    ادامه مطلب
  • «عقیله مظلومه»

  • نیلوبلاگ

    بر چادرم ز کشته هر یک نشانهایست...! السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یا ام المصائب یا زینب کبری (سلام الله علیها)...

    ادامه مطلب
  • "هویت"

  • نیلوبلاگ

    "هویت" کلمه عجیبی است... وقتی چیزی با چیزی چنان عجین شود که نتوان آن دو را از یکدیگر جدا کرد، وقتی چیزی با جان انسان گره می خورد، گفته می شود این هویت آن است. هویت یعنی تشخص دلیل بودن، یعنی همه معنای چیزی... درباره امیرالمومنین علی علیه السلام و رابطه شیعیان او، چه کلمه ای می تواند بهتر این رابطه را توصیف کند جز همین کلمه "هویت"؟! چندی پیش فیلمی دیدم از چند دقیقه از صحبت های آقای شهاب مرادی در برنامه خندوانه که درباره زیارت امیرالمومنین سخن می گفتند:"کسانی که نجف رفته اند می دانند وقتی وارد حرم می شوی انگار در کنار تمام هویتت قرار می گیری، آنجاست که آرام می ...

    ادامه مطلب
  • "یا زهرا"

  • نیلوبلاگ

    به ذکرهای معنوی پایبند باشیم. البته ذکرهایی که با قلب می خوانیم، همان که با موسیقی تپش قلب در می آمیزد و گره می خورد و ساز دیگری می شود در کنار تپش های قلب و سمفونی زیبایی از معنویت و عشق و تمنا می آفریند. بعضی ذکرها را زیاد بگوییم، آنقدر که با جانمان گره بخورد، آنقدر که حتی وقتی حواسمان هم نبود، سر بزنگاه به فریادمان می رسند. سالها پیش، به دلایلی که هنوز نمی دانم، نیمه های شب از خواب می پریدم و این همزمان می شد با صدا زدن مادرم. همیشه برایم سوال بود که چرا به وقت پریدن از خواب، نام مادرم را صدا می زنم؟! همسرم هم همیشه به من می گفت معلوم است هنوز هم مامانی ه...

    ادامه مطلب
  • " همه آن چیزهایی که برایم حرام شده اند"

  • "عید مبارک"

  • نیلوبلاگ

    عید مبعث، عید کرامت حقیقی انسان، بر همه کسانی که در جستجوی راستین خویشتن خویش اند تبریک و تهنیت باد!...

    ادامه مطلب
  • «شربت نیایش»

  • نیلوبلاگ

    صدای هق هق گریه های قشنگت را که میشنوم بیشتر دلم برایت تنگ میشود برای دیدن چشمهایی که بعد از گریستن زیباتر شده اند گریستن با گریههای تو، پشت در چه صفایی دارد من هم با نیایشهای عاشقانهات، نیایش میکنم منتظرم تا آرام بگیری میآیم و روبه رویت روی سجاده مینشینم اشکهایت را از روی چشمهای زلالت پاک میکنم و قربان صدقهات میروم بوسهای به شانهات که حالا از شدت گریستن خستهاند میدهم و میروم تا بساط یک نوشیدنی شیرین گلاب و زعفران را مهیا کنم میدانم تو هم گلاب دوست داری هم زعفران زعفران تو را به یاد حرم امام مهربانمان میاندازد و گ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بیکرانه وجود | بيكرانه وجود | وبلاگ بیکرانه وجود | چه خوش بی مهربونی | چه خوش بی مهربانی | چه خوش بی | چه خوش بی مهربونی هردو سربی | چه خوش بی مهربانی هردوسربی | چه خوش بی وصلت | چه خوش بي مهرباني