
امروز آخرین روز از آخرین بهار آخرین سال قرنه شاید فکر کنیم که چه اتفاق شگرفی!چه تاریخ خاصی و چه زمینه آمادهای برای ورود به زمانی جدید و زندگیای جدید!هر چند که شاید این تاریخها، به نوعی خاصند و شاید...
ادامه مطلب
مهربانم! وقتی به لطفی از جانب عزیزی نوازشم میکنییا زمانی که با جوری روحم را به تازیانههای نازت مینوازی خودم را در دستانت حس میکنم که با من نرد عشق میبازی چه حال خوبی است وقتی مخاطب ناز و قهرهای توام عشق حال عجیبی است شور شیرینی است وسیعمان کن بنواز بنواز و ما را با تمام و کمال عشق تمام کن! موضوعات مرتبط: شخصی، ...، «حیات القلوب»، «نجوا»...
ادامه مطلب
گفتم : بهار آمدهگفتی : اما درخت ها رااندیشه ی بلند شکفتن نیستگویا درخت هاباور نمی کنند که این ابر این نسیمپیغام آن حقیقت سبز استآری بهار جامه ی سبزی نیستتا هر کسیهر لحظه ای که خواستبه دوشش بیفکند!موضوعات مرتبط: ادبي - فلسفي - مذهبي، شخصی، ...، «حیات القلوب»...
ادامه مطلب
دیشب، نوجوانی را دیدم به غایت به من شبیه و به غایت به من نزدیک آنقدر در او شباهت میدیدم که گویی خودم بودمو امروز تو از همه سو بر من میباریدی از آسمان از زمین از چپ و راست همانند همان مه رویایی که کوه را به آغوش کشیده بود... و امروز هر لحظه، همان نوجوان روبهرویم بود، حسش میکردم و هر لحظه آماده ب...
ادامه مطلب
با سرانگشتانت که چنگ میزنی به ذره ذره وجودم یا وقتی قلبم را به نسیم نگاهت نوازش میکنی وقتی چشمهایم را برای یک ضیافت بارانی آماده گل افشانی میکنی وقتی به دنبال یک سقف آسمانی میگردم برای با تو بودن زمانی که سریان مییابی در لحظهلحظههای تپیدنم وقتی آنقدر نزدیک میشوی که صدای نفسهایت را میشنوم...
ادامه مطلب
بعضی جملات با روح آدم حرف می زنند: من به "عشق" اعتقاد نداشتم او مثل یک "پیامبر" آمد مرا "معتقد" کرد و رفت اعتقاد "درد" بزرگیست... ...
ادامه مطلب